[[{"content_id":251536,"content_number":0,"portal_id":183,"lang_id":"fa","content_title":"شهدای معلم مازندران ( شهید سید محسن طالبی )","content_rtitr":"","content_short_title":"","content_summary":"نام پدر : سید یحیی\r\nدانشگاه : مرکز تربیت معلم دکتر شریعتی ساری\r\nمکان تولد : بابلسر\r\nتاریخ تولد : 02\/ 03\/ 1336\r\nتاریخ شهادت : 23\/ 05\/ 1361\r\nمکان شهادت : شلمچه\r\n","content_summary_fill":1,"content_body":"مرورى بر زندگى معلم شهید &laquo;سیدمحسن طالبى&raquo;\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nشهید سیدمحسن طالبی دوم خردادماه 1336 در شهرستان بابلسر به دنیا آمد. پدرش سیدیحیى (فوت 1356) و مادرش مرضیه نام داشت. پدرش متولّی مسجد و استاد جلسات قرآن بود.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nدوران تحصیل\r\n\r\nسیدمحسن مقطع ابتدایی و دورۀ راهنمایی را در مدارس بابلسر گذراند. سال سوم دبیرستان بود که پدرش را از دست داد و چون فرزند بزرگ خانه بود، نقش پدر را ایفا می کرد. در کمک رسانی به فقرا احساس تکلیف می کرد. از اعضای فعال انجمن اسلامی محل بود و در اوقات فراغتش مطالعه می کرد و گاهی هم به کار کشاورزی می پرداخت.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nدر سال 1355 به دانش سرای تربیت معلم رفت. بعد از فارغ التحصیلی از دانش سرا، به خدمت سربازی اعزام شد و به دنبال آن، به استخدام رسمی آموزش و پرورش درآمد و در آنجا هم عضو انجمن اسلامی معلمان شد. بعد از استخدامش در آموزش و پرورش، ازدواج کرد و صاحب دو پسر به نام های &laquo;سیدیحیی&raquo; و &laquo;سیدمرتضی&raquo; شد.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nپس از مدتی، به عنوان مدیر مدرسه ای در یکی از روستاهای فریدونکنار مشغول به کار شد. از آنجایی که آن مدرسه امکانات چندانی نداشت، آموزش و پرورش به ساخت مدرسه ای در آن منطقه اقدام نمود. او در ساخت مدرسه، قدم به قدم مانند یک کارگر حضور داشت و به خاطر تلاش هایش، بعد از شهادت، مدرسه به نام او نام گذاری شد.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nفعالیتهاى انقلابى\r\n\r\nدر دوران انقلاب، در جریان تظاهرات علیه شاه و فعالیت&not;های سیاسی از قبیل تکثیر و پخش اعلامیه ها حضور پررنگ داشت و گاهی نیز در محل نگهبانی می داد و منزلشان محل تردّد روحانیون بود.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nدر جنگ تحمیلی، بیست و سوم مرداد ماه 1361 در عملیات رمضان در شلمچه، از ناحیۀ پهلو و شکم مورد اصابت ترکش قرار گرفت و به بیمارستان اهواز منتقل شد. امّا به علت شدت جراحت، به بیمارستان شرکت نفت تهران فرستاده شد و سرانجام در همان بیمارستان به مقام رفیع شهادت نایل گشت.\r\n\r\nپیکر مطهرش در بابلسر تشییع و در گلزار شهدای امام زاده ابراهیم(ع) به خاک سپرده شد.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nفرازهایی از وصیتنامه شهید :\r\n\r\nشهید گرانقدر وصیتنامه مکتوب نداشت، امّا توصیه هایی داشت از جمله:\r\n\r\nپیروی از خط ولایت فقیه در همۀ ابعاد معتقد بود، نماز جمعه و جماعت و مسایل دینی دیگر، اگر طبق دستور ولایت باشد دیگر کسی به گمراهی کشیده نخواهد شد.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nخاطره:\r\n\r\nدوست شهید مى گوید: شهید در زمان تدریسش، اگر متوجه می شد دانش آموزی مشکل مالی دارد، با جان و دل، کیسه های آذوقه را صبح زود، قبل از ورود دیگر همکاران به مدرسه می رساند تا به دست نیازمندان برسد.\r\n\r\nیکی از همکاران ما، پدرش به رحمت خدا رفته بود و مادرش هم به دلایلی نزدشان نبود. وقتی شهید متوجه شد که او برای رفتن به خواستگاری کسی را ندارد، خود پیش قدم شد و به عنوان پدر داماد، به خواستگاری رفت و به این ترتیب توانست مقدمات عروسی همکارش را فراهم کند.\r\n","content_html":"<p dir=\"RTL\"><strong>مرورى بر زندگى معلم شهید &laquo;سیدمحسن طالبى&raquo;<\/strong><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\"><strong>شهید سیدمحسن طالبی دوم خردادماه 1336 در شهرستان بابلسر به دنیا آمد. پدرش سیدیحیى (فوت 1356) و مادرش مرضیه نام داشت. پدرش متولّی مسجد و استاد جلسات قرآن بود.<\/strong><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\"><strong>دوران تحصیل<\/strong><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\"><strong>سیدمحسن مقطع ابتدایی و دورۀ راهنمایی را در مدارس بابلسر گذراند. سال سوم دبیرستان بود که پدرش را از دست داد و چون فرزند بزرگ خانه بود، نقش پدر را ایفا می کرد. در کمک رسانی به فقرا احساس تکلیف می کرد. از اعضای فعال انجمن اسلامی محل بود و در اوقات فراغتش مطالعه می کرد و گاهی هم به کار کشاورزی می پرداخت.<\/strong><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\"><strong>در سال 1355 به دانش سرای تربیت معلم رفت. بعد از فارغ التحصیلی از دانش سرا، به خدمت سربازی اعزام شد و به دنبال آن، به استخدام رسمی آموزش و پرورش درآمد و در آنجا هم عضو انجمن اسلامی معلمان شد. بعد از استخدامش در آموزش و پرورش، ازدواج کرد و صاحب دو پسر به نام های &laquo;سیدیحیی&raquo; و &laquo;سیدمرتضی&raquo; شد.<\/strong><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\"><strong>پس از مدتی، به عنوان مدیر مدرسه ای در یکی از روستاهای فریدونکنار مشغول به کار شد. از آنجایی که آن مدرسه امکانات چندانی نداشت، آموزش و پرورش به ساخت مدرسه ای در آن منطقه اقدام نمود. او در ساخت مدرسه، قدم به قدم مانند یک کارگر حضور داشت و به خاطر تلاش هایش، بعد از شهادت، مدرسه به نام او نام گذاری شد.<\/strong><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\"><strong>فعالیتهاى انقلابى<\/strong><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\"><strong>در دوران انقلاب، در جریان تظاهرات علیه شاه و فعالیت<\/strong><strong>&not;<\/strong><strong>های سیاسی از قبیل تکثیر و پخش اعلامیه ها حضور پررنگ داشت و گاهی نیز در محل نگهبانی می داد و منزلشان محل تردّد روحانیون بود.<\/strong><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\"><strong>در جنگ تحمیلی، بیست و سوم مرداد ماه 1361 در عملیات رمضان در شلمچه، از ناحیۀ پهلو و شکم مورد اصابت ترکش قرار گرفت و به بیمارستان اهواز منتقل شد. امّا به علت شدت جراحت، به بیمارستان شرکت نفت تهران فرستاده شد و سرانجام در همان بیمارستان به مقام رفیع شهادت نایل گشت.<\/strong><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\"><strong>پیکر مطهرش در بابلسر تشییع و در گلزار شهدای امام زاده ابراهیم(ع) به خاک سپرده شد.<\/strong><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\"><strong>فرازهایی از وصیتنامه شهید :<\/strong><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\"><strong>شهید گرانقدر وصیتنامه مکتوب نداشت، امّا توصیه هایی داشت از جمله:<\/strong><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\"><strong>پیروی از خط ولایت فقیه در همۀ ابعاد معتقد بود، نماز جمعه و جماعت و مسایل دینی دیگر، اگر طبق دستور ولایت باشد دیگر کسی به گمراهی کشیده نخواهد شد.<\/strong><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\"><strong>خاطره:<\/strong><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\"><strong>دوست شهید مى گوید: شهید در زمان تدریسش، اگر متوجه می شد دانش آموزی مشکل مالی دارد، با جان و دل، کیسه های آذوقه را صبح زود، قبل از ورود دیگر همکاران به مدرسه می رساند تا به دست نیازمندان برسد.<\/strong><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\"><strong>یکی از همکاران ما، پدرش به رحمت خدا رفته بود و مادرش هم به دلایلی نزدشان نبود. وقتی شهید متوجه شد که او برای رفتن به خواستگاری کسی را ندارد، خود پیش قدم شد و به عنوان پدر داماد، به خواستگاری رفت و به این ترتیب توانست مقدمات عروسی همکارش را فراهم کند.<\/strong><\/p>\r\n","content_source":"","content_url":"","content_date_start":"2023-09-27 14:39:59","content_date_event":"2023-09-30 14:38:11","content_date_event_start":null,"content_date_event_end":null,"content_show_title_slider":1,"content_date_last_edit":"2023-09-30 14:40:05","content_date_register":"2023-09-30 14:40:05","content_columns":0,"content_show_img":1,"content_show_details":0,"content_show_related_img":0,"content_show_slider":1,"content_comment":1,"content_score":0,"tag_id":0,"score_average":null,"score_count":null,"score_date_last":null,"uid":75849,"eid":0,"attach_title":"شهدای معلم مازندران ( شهید سید محسن طالبی ) 2","attaches":[{"sizes":{"150":".\/cache\/183\/attach\/202309\/783225_2104769654_106_150.webp","300":".\/cache\/183\/attach\/202309\/783225_2104769654_212_300.webp","400":".\/cache\/183\/attach\/202309\/783225_2104769654_283_400.webp","600":".\/cache\/183\/attach\/202309\/783225_2104769654_330_466.webp","900":".\/cache\/183\/attach\/202309\/783225_2104769654_330_466.webp","1200":".\/cache\/183\/attach\/202309\/783225_2104769654_330_466.webp"},"ext":"jpeg","file_media":1,"token":2104769654,"files":{"original":{"url":".\/file\/183\/attach\/202309\/783225_2104769654.jpeg","width":330,"height":466,"size":0}}}]}]]